ولایت از آن رسول الله و ...
از طرفى می‌‏بینیم در آیاتى ولایت را به غیر خدا هم نسبت می‌‏دهد مانند:

  • «و ان تظاهرا علیه فان الله هو مولاه و جبریل و صالح المؤمنین و الملائکة بعد ذلک ظهیر». (آیه 4 از سوره 66: تحریم)
    «و اگر شما دو نفر عایشه و حفصه بر علیه پیغمبر قیام نموده و در این غلبه پشت‏به پشت‏یکدیگر دهید، و با هم معین و همداستان شوید، پس خداوند ولى پیغمبرش می‌‏باشد، و جبرئیل و صالح المؤمنین (على بن ابیطالب) ولى پیغمبرش می‌‏باشند، و فرشتگان نیز علاوه کمک کار و یار و یاور او خواهند بود».

    در این آیه مبارکه جبرائیل و امیر المؤمنین علیه السلام را به خداوند ضمیمه نموده و آنها را ولى رسول الله قرار داده است.

    • «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون‏». (آیه 55، از سوره 5: مائده)



    • «این است و جز این نیست که ولى شما خداست و رسول خدا و کسانیکه ایمان آورده‏اند، آنانکه اقامه نماز می‌‏کنند، و اعطاء زکات در حال رکوع می‌‏نمایند».

    در این آیه نیز علاوه بر ولایت‏خداوند، ولایت رسول خدا و ولایت امیر المؤمنین علیه السلام را که در حال رکوع انگشترى خود را به صدقه و زکات دادند معین می‌‏کند. براى حل این مسئله و حل این اختلافى که به صورت ظاهر اختلاف به نظر می‌‏رسد، جواب همان است که در موارد عدیده داده‏ایم، و آن این است که: صفات حضرت بارى براى خداوند بالاصاله است، و براى غیر خداوند بالتبع، خداوند نور است و دیگران پرتو و شعاع، خداوند نور است و غیر خدا سایه.

    و علیهذا هیچ تنافى نیست، زیرا ولایت رسول الله و امیر المؤمنین هم به ولایت‏خداست، و از خداست.

    و نظیر این مسئله در قرآن کریم بسیار است، از جمله آن که می‌‏گوید:

    «ایبتغون عندهم العزة فان العزة لله جمیعا» (آیه 139، از سوره 4: نساء)

    • «آیا ایشان در نزد آنان (کافران) عزت می‌‏جویند؟عزت تمام اقسام و مراتبش اختصاص به خدا دارد».
      «من کان یرید العزة فلله العزة جمیعا» (آیه 10، از سوره 35: فاطر)

      «هر کس عزت می‌‏خواهد، بداند که تمام مراتب و درجات عزت، اختصاص به خدا دارد.

      در عین حال می‌‏گوید:

      «و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین و لکن المنافقین لا یعلمون‏». (آیه 8، از سوره 63: منافقون)

      «عزت اختصاص به خدا و رسول خدا و مؤمنین دارد، و لیکن منافقین نمی‌‏دانند».

      عزت خداوند مال خداست و ذاتى اوست، و عزت رسول خدا و مؤمنان، از خداست و نسبت‏به آنها عرضى است. همچنین لایت‏براى خداوند ذاتى است، و براى غیر او عرضى است. همچون چهره و صورت صاحب صورت که براى خود او ذاتى است، و براى آئینه‏اى که در آن می‌‏نگرد عرضى است.

      کسى نمی‌‏تواند شکل و صورت را از خودش بگیرد، ولى می‌‏تواند در آئینه نظر کند و صورتش در آن منعکس گردد، و می‌‏تواند صورت خود را از آئینه بردارد، و در این حال دیگر صورتى در آن دیده نمی‌‏شود.